محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

133

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

3 . ذى المروة : دهى است در وادى القرى . نيز گفته‌اند : ميان خشب و وادى القرى ( ياقوت ، 4 / 513 ؛ الجبال و الأمكنة ص 93 ) . - م . 4 . متن « ويل أمّه محش » . و يلمّه : سخنى است كه هنگام شگفت‌زدگى بر زبان آرند ، و در اصل وى لأمّه بوده است و محشّ : كسى كه بسيار جنگ افروز باشد ( الفائق ، 1 / 284 ) . - م . 5 . مقريزى مىافزايد : عمر بن خطّاب ( رضى اللّه عنه ) بود كه سخن پيامبر دربارهء دليرى أبو بصير را به مسلمانان گرفتار مكّه نوشت و ايشان را از جايگاه ابو بصير در ساحل دريا آگاه ساخت ؛ و سرانجام ، آنان نيز به ابو بصير پيوستند . ( 1 ) ( 14 / مكرّر ) نامهء پيامبر ( ص ) به قريش بنگريد : ش 22 در مقدمهء متن عربى چاپ سوم ، اين سند از افزوده‌هاى چاپ چهارم است . ( 2 ) ( 14 / الف ) نامهء حاطب ( 1 ) به قريش السّهيلى 2 / 266 . مقابله كنيد : يعقوبى 2 / 58 ؛ بس 2 / 1 ص 97 ؛ مسلم 44 / 36 ش 2494 ؛ أنساب ، بلاذرى 1 / 354 ؛ إمتاع الأسماع مقريزى 1 / 362 ؛ به ص 809 - 810 ؛ المطالب العالية ، ابن حجر ش 3779 ، 4365 ( از أبى يعلى ) ؛ إرشاد السّارى ، قسطلانى 6 / 382 ؛ مغازى ، واقدى ورق 180 / ب . « پيامبر ( ص ) به پيكار مكه مصمم گشت و گفت : بار خدايا خبرها را از ايشان - يعنى قريش - دور دار . حاطب بن أبى بلتعه ، همراه ساره كنيزك أبى لهب نامه‌اى براى قريش فرستاد تا آنها را از رفتار و آهنگ پيامبر ( ص ) آگاه سازد . جبريل فرود آمد و رسول خدا را از كرده حاطب آگاه ساخت . پيامبر علىّ بن ابى طالب و زبير را روانه كرد و گفت : « نامه را از وى بازگيريد . آن دو ، به آن زن كه از راه برگشته بود و بيراهه مىرفت ، رسيدند و دريافتند كه وى نامه را در لابه‌لاى موها يا چنان كه گفته‌اند در شرمگاهش پنهان كرده بود . » سهيلى گفته است : گفته‌اند كه متن نوشته چنين بوده است : پيامبر ( ص ) با لشكرى چون شب ، بر شما روى آورده است و چون سيل ، راه مىپويد . سوگند به خدا كه اگر وى خود تنها به سوى شما راه پيموده بود ، بىگمان خداوند او را بر شما پيروز مىگردانيد ؛